غزلواره ها_شکسپیر
«آیا چیزی در مخیله ی آدمی می گنجد که قلم بتواند آن را بنگارد، اما جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟
چه حرف تازه ای برای گفتن مانده است یا چه چیز تازه ای برای نوشتن که بتواند عشق مرا یا سجایای ارزشمند تو را بازگو کند؟
هرروز باید ذکری واحد را مکرر بخوانم و آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم:"که تو از آن منی، و من از آن تو"، درست مثل نخستین باری که نام زیبای تو را تلاوت کردم. ...»
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 23:54 توسط جنگل
|